تبليغاتX
خروس بی محل

خروس بی محل

خووندنای بی محل من

تحریم انتخابات 2

سلام

امروز میخوام یکی دیگه از دلائلم رو برای تحریم انتخابات براتون بنویسم

چند سال قبل برادرم با یه دختر خانم ازدواج کرد که مادرش وکیل پایه

 یک دادگستری بود و خود دختره هم دانشجوی حقوق

(حالا بماند که بعد از ۲ سال از هم جدا شدند)

اما این زندگی  باعث شد ما چیزای زیادی از زندگی داخلی

 خانواده همسر برادرم بفهمیم کسانی که اوایل فکر می کردیم

 ازون خانواده های با کلاس و روشن فکر و مومنند انقدر خوبند

 که حتا مادر خانم برادرم برای انتخابات ۲ دوره قبل مجلس شرکت

 کرده بود و ۲ - ۳ هزار تا رائ هم اورده بود

این خانم دارای یک پسر ۱۸ ساله معتاد و لات بود که از خدمت

فرار کرده بود به امید پارتی مادرش

پروانه وکالت ایشون دو بار به دلائل مختلف توبیخ و توقیف شده بود

 ۳ تا پرونده داشت  (خود من به طور مستقیم در جریان اونها بودم)

 که با گرفتن پولهای کلان و دادن رشوهالبته شاید من

اشتباه می کنم چون اصلا رشوه خواری توی ایران ما وجود نداره )

 به قاضی اجرای احکام حق رو ناحق کرده بود به نفع موکل خودش

حالا کارای دیگه اش هم بماند که چه بلایی سر برادرم اوردند

بله خانم ف . پ وکیل  پایه یک دادگستری با یه همچین سابقه ای

 می خواست نماینده مردم شهر و.... بشه و جالب اینجاست که

 تائیید صلاحیت هم شده بود و هنوز هم برخی از پوسترای

تبلیغاتیش روی در و دیوارهای شهر خودنمایی می کنه

هر کس خواست تحقیق کنه بگه تا من نام شهر و وکیل رو

 به صورت خصوصی بهش بگم

 

یه مطلب جالب خیلی جالب درمورد

 

 یارانه ها حتما بیایید به ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 15:13  توسط علی خروس  | 

تحریم انتخابات

سلام

چند روز دیگه انتخابات دهم برگذار میشه

و من هم که مطمئنا اونو تحریم میکنم

چون:

بذارید اول یه خاطره بگم بعد دلائلم رو مطرح کنم

چند وقت پیش می خواستم برای دیدن همسرم که اون موقع نامزد بودیم  

به شهرستان برم اون روز ، روز برگذاری انتخابات مجلس بود

توی ایستگاه راه اهن رفتم تا از غرفه لوازم ارایشی داخل ایستگاه

 راه اهن تهران  که حتما خیلی ها دیدینش عطر بخرم

 یه خانم ارایش کرده که روسریش هم تا وسط سرش عقب رفته بود

 فروشنده اون غرفه بود

عطرو انتخاب کردم و ایشون شروع به پیچیدن و کادو کردن اون کرد

همین حین بود که همسرم زنگ زد و گفت مادرش اصرار میکنه که

 با هم برند و رائ بدند خلاصه کلی بحث کردیم و گفتم که نه

جالب بود که همسرم می گفت بذار برم برگه سفید میندازم

منم می گفتم که حضورتو و امثال تو واسه دولت کافیه چون اونا فقط

 حضورتو میخوان نه رائ تورو خلاصه ما بحث می کردیم و نگو که خانم فروشنده

 هم به کار خودش مشغول  بود هم یواشکی به حرفای من گوش میکرد

بعد از اینکه قطع کردم به من گفت چی شد بالاخره اجازه ندادی؟

من که یه کم از فضولی کردن ایشون ناراحت شده بوده بودم گفتم نخیر

ایشون (این بار در حالی که کمی عشوه وناز و چشم و ابرو خم کردن

هم قاطی حرف زدنشون بود)

 گفتند:

عزیزم چرا نمیذاری بره این یک وظیفه شرعیه

من در جواب با تعجب گفتم:

وظیفه شرعی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببخشید کجای شرع و احکام ما نوشته شده ما باید به دولت رائ بدیم؟

اما همون شرعی که شما ازش دم میزنید با صراحت  نوشته

۱:خانم عزیز موهات رو از نامحرم بپوشون حتا یه تار مو

۲:جلوی مرد نامحرم ارایش نکن

۳:در زندگی کسی کنکاش نکن (فضولی نکن)

۴:استراق سمع نکن

۵:از حرف شوهرت پیروی کن و تابع اون باش

خانم در حالی که داشت موهای بیرون اومدشو میداد زیر روسری گفت

 اون که بله ،ولی، ولی....

در همین حین یه مشتری دیگه صداش کرد و اونم از خدا خواسته گفت

 ببخشید و رفت اون طرف غرفه منم خداحافظی کردم و ....

*************************************************

اما دلائلم برای تحریم انتخابات

۱:تو جامعه ای که مردم (منظورم ۹۰درصد مردمه) فقط برای رفع تکلیف

 و یا شاید از روی عادت و بدون هرگونه تحقیق بررسی عاقلانه رائ میدند

 به نظر شما اون منتخب عادلانه رائ اورده؟

۲:تو جامعه ای که نوجوانهای ۱۶ ساله میتونن رائ بدن به نظر شما

اون منتخب شایسته رائ اوردن بوده؟

نوجوانی که از سیاست و نفع خودش و دیگران چیزی نمی دونه و صرفا

 به خاطر شور و هیجان طبیعی و تبلیغاتی که در مدرسه براش شده

 میره تا رائ بده

کما اینکه خود من در زمان کاندیداتوری اقای خاتمی

 می خواستم برم و رای بدم تا پای صندوق رائ هم رفتم اما چون۲۴

روز مونده بود تا ۱۶ سالم بشه خدا رو شکر نتونستم اخه ۲۴ روز مونده

 بود تا از سیاست سر در بیارم و بزرگ بشم

۳:تو جامعه ای که مردمش به رای خودشون هیچ احترامی نمی ذارن

چطور میشه رفت رای داد؟

الان تمام کسانی که این دولتو دوست دارند و ندارند و حتا از این دولت

بد میگن تمام کسانی که در انتخابات قبلی به کس دیگه ای رائ دادند

تمام کسانی که در بحث های سیاسی می گن ما تو انتخابات شرکت

نمی کنیم ولی حتما شرکت می کنن یا حتا اونایی که می گن به کس

 دیگه ای رائ میدند نه رئیس جمهور فعلی

 وقتی اقای رئیس جمهور میره  به شهرشون دنبال

ماشین ایشون می دوند و به ایشون خوش امد هم میگن این خودش

دلیلی بر درست نبودن رای مردم ،عدم اعتقاد مردم به رائی که میدن،و

 عدم اعتقاد مردم به اعتقاد خودشون نیست؟

ایا عروس و دامادی که با لباس عروسی پای صندوق رائ میرن با میل

واقعی برای رائ میرن یا صرفا برای خودنمایی و تشویق شدن ونمایش

 از تلویزیون؟

حالا این دلائلو به تمام دلایلی که قبلا درباره سیاستهای دولت توی

 وبلاگم نوشتم و اونایی که بعدا مینویسم ضمیمه کنید تا ببینید شرکت

در انتخابات کار درستی هست یا نه؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:8  توسط علی خروس  | 

 

با سلام خدمت مردم شریف و باشعور ایران

خواهش می کنم به مسائلی که در این وبلاگ درباره طرح ها

 و برنامه های دولت درج شده دقت کنید و کلاهتون رو قاضی

 کنید که آیا به نفع شماست یا نه ؟

آقایان و خانمهایی که در انقلاب حضور داشتید اگر همین

 طرحها رو رژیم سابق پهلوی   هم اجرا می کرد به همین راحتی

 می پذیرفتید ؟ (به خدا من قصد طرفداری  از حکومت قبلی 

 رو ندارم فقط نوعی مقایسه رو دارم انجام میدم)

.آیا به شما وعده مجانی شدن آب و برق داده نشده ؟

همه طرحهای دولت ما به خاطر پول و به خاطر پر کردن جیب

 عوامل دولته ، به مثالهایی که در پایین آوردم توجه کنید :

ـ طرح ترافیک تهران به بهانه ی کم کردن ترافیک در

 شلوغ ترین منطقه تهران

ـ طرح تعویض پلاک اتومبیل ها تقریبا هر ده سال یکبار

ـ طرح برخورد و توقیف موتور سیکلت های مختلف به

 بهانه نداشتن گواهینامه ،بیمه و یا هر مدرک دیگه

ـ  طرح برخورد و توقف اتومبیل های مختلف

-طرح  جمع آموری متکدیان از سطح شهر

- طرح سهمیه بندی بنزین به بهانه جلوگیری از قاچاق

 بنزین ، هدر نرفتن سرمایه ملی و اسراف بنزین توسط

مردم و کم کردن ترافیک شهرها خصوصا تهران

ـ طرح سهمیه بندی گازوئیل به بهانه جلوگیری از اسراف

 گازوئیل توسط مردم

ـ طرح هدفمند کردن  یارانه ها

(یارانه نان ،پودر رختشویی ، آب ، گاز ،برق ) به بهانه جلوگیری

 از اسراف

وخیلی طرحهای دیگه

در پستهای بعدی  به هر کدام از مثالایی که امده

موشکافانه تر نگاه می کنیم

 

داستان یزید و خمره اب ارتباط او با

اون خدا بیامرز(رضا شاه و محمد رضا شاه)

 

میگن یه روز یزید به یکی از وزرا گفت

من بعد از ماجرای کربلا همش مرود لعنت مردم قرار میگیرم

چه کار کنم که کمی مردم برام سلام بفرستند و منو دعا کنن

وزیر هم گفت :

برای خواندن این داستان جالب و نتیجه اون به ادامه مطلب برید

حتما برو جالبه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:33  توسط علی خروس  | 

روز ارتش و روزایی از این قبیل

 

سلام

امروز روز ارتش جمهوری اسلامی بود

البته از این روزا توی تقویم ما کم نیست

روزی که جوونای ۱۶ ـ۱۷ ساله رو با هر ترفندی می برن تا رژه برن یا در حقیقت

برای دولت تبلیغات کنن جوونا هم که عشق گرفتن تفنگ توی دستشون رو دارن

همه چیزشونو ول میکنن و د برو که رفتیم

روزی که میلیونها تومن از پول بی زبون رو خرج میکنن تا مثلا اقتدار خودشونو نشون

 بدن یا بهتر بگم ترس مردم رو از خودشون بیشتر کنن

امروز تلوزیون داشت مراسم با شکوه روز ارتش رو با حضور سران مملکتی نشون می داد

رژه سربازها ببخشید کادری بودند سرباز نبودند

رژه هواپیماها ماشین الات زرهی موتور سیکلتها بالگردها  که البته از هوا به جای بنزین

 استفاده می کردند و اصلا در مصرف انرژی اسراف نمی شد

رژه خواهران محجبه

رژه این

رژه اون

رژه ی.............

******************************************

 

اگر بگم دلیل این همه ولخرجی که پولش از جیب من و شما میره چیه چه جوابی به

 من میدید؟

لابد میگید که میخوان اقتدار ارتش رو به رخ دنیا بکشند اما اگر همین کارو

محمد رضا شاه پهلوی انجام میداد همینها الان نمی گفتند که پول و سرمایه های

 ملی رو خرج کرده ؟

ایا اقای خمینی نبودند که می گفتند چرا شاه این همه پول خرج خرید ادوات جنگی

 می کنه؟

ایا این ادوات همونایی نیستند که یه روزی شاه خریده بود و یه روزی در جنگ

تحمیلی به کار ما اومدند و الان هم دارند به دنیا نشون میدند که ما مقتدریم ؟

مردم خوب ایران و ای  کسانی که توی انقلاب بودید و به نام اسلام بر کفر تازیدید

 بازم از تون  میپرسم اشتباه نکردید؟

لطفا به پاورقی این پست هم توجه کنید

۱)چند روز قبل که جناب رئیس جمهور رفته بودند به استان فکر می کنم کرمانشاه

مردم زیادی اومده بودند برای استقبال و لابد همه فکر میکنند که چقدر مردم ایشونو

 دوست دارند اما اگه کمی دقت میکردید می دیدید که تقریبا از هر ۱۰ نفر ۸ نفر یه نامه

توی دستش بود که همون جا بده دست رئیس جمهور یعنی با امید های واهی اومده

بودند تا بلکه از مشکلشون گرهی باز بشه

۲)دیشب تبلیغ یه سریال به نام قابهای خالی رو دیدم که بازم یکی ازون فیلمای تبلیغی

سفارش دولته که قصد مقایسه این دولت رو با رژیم شاه داره (این شاه خدابیامرز

 نمی دونم چه هیزم تری به اینا فروخته)

در یکی از صحنه ها اقای داریوش ارجمند که انگار شکمشون سیره و تا به حال (بعد از انقلاب)

 از خونه بیرون نرفتند با لهنی لاتی و سیبیلی از بنا گوش در رفته

یه دیالوگی داشت با این مضمون:

 تو این مملکت پرستیدن همه چیزی حرومه الا پرستیدن شاه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا بماند که با یه ذره دقت میشه فهمید که اصلا این جوری نبوده

اگه میگید نه  سرود ملی اون موقع رو با الان مقایسه کنید اون سرود نه حرفی از

شاه داشت نه از رژیم اما الان خدا بده برکت 

به هر حال میخوام اینو بگم که اقای ارجمند که به خاطر شهرت بیشتر یا پول بیشتر

 یا خود شیرینی یا هر دلیل دیگه ای حاضر شدی این دیالوگو بگی

اگه اون موقع فقط شاه رو میپرستیدند الان چی رو می پرستند

شیطان رو؟؟؟؟؟؟؟

قرص اکس رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مواد مخدرو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا مثلا اونایی که خوبند و مسملون حسین رو؟

زینب رو؟

علی رو؟

هیچ کس نیست که بگه مقام این بزرگوارن کمه اما ایا این درسته که اقایان مداحان

 اهل بیت میگن نعوذ بالله لااله الا زینب ؟؟؟؟؟؟؟؟

اینا که دیگه بعد از انقلاب دراومده یا اینا هم از برنامه هاای اون خدا بیامرز بوده؟

 البته در مورد فیلمای تبلیغی دولت به طور مفصل حرف خواهم زد

اما فعلا قضاوت باز هم با خود مردم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 15:1  توسط علی خروس  | 

اولین پست

 

به نام تو ای رهایی بخش صدای عدالت

نمی دونم که حرفامو از کجا شروع کنم و چطور

بذارید با یه داستان شروع کنم که یادمه کارتونشو سالها قبل دیدم ولی نمی دونم

نوشته کیه

یه پرنده بود که روی شونه یه مجسمه از جنس طلا که در یکی از میدانهای  شهر ی

بزرگ قرار داشت اشیانه کرده بود

 پرنده هر از چند گاهی پشت یه  پنجره از خونه های شهر مینشست وفقرو  گرسنگی

 رو در  زندگی مردم میدید و همیشه از اینکه با وجود یه همچین مجسمه گرانبهایی

مردم گرسنه بودند تعجب میکرد شهری که ثروت داشت اما اهالی اون هیچی نداشتند

حالا بماند که در ادامه پرنده طلاهای روی مجسمه رو بین مردم تقسیم کرد

اما حرف اصلی من اینه

در کشوری مثل ایران با این همه مستاجر ـ بیکار ـ با این همه فقر و گرسنگی لزوم

ساختن چهار تا گنبد و چهار تا مناره و تازگی هم چهار تا شیروونی به سبک معماری

 چینی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لزوم ساخت اون همه ستون برای حرم اقای خمینی چیه؟

لزوم خرج کردن میلیارد ها تومن از ثروت ملی چیه؟

هیچ کس نیست که زحمات اقای خمینی رو ندونه

 هیچ کس خدمات و بزرگی ایشونو منکر نمیشه

اما به خدا قسم که اگه خودش هم بود این کارو نمی کرد

به خدا چراغی که بخونه واجبه به مسجد حرامه

این همه خرج اونجا میشه اون وقت برنامه میسازند که خاندان پهلوی در فلان

 کاخهای مجلل زندگی می کردند

بابا اگه اونا برای ادمای زنده این کارو می کردند شما که دارید زنده ها رو فدای

مرده ها می کنید

حالا قضاوت با خود مردم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 15:36  توسط علی خروس  | 

پیغامی به مژگان و مژگانها

 

یکی از دوستان با نام مژگان یه پیغام برام گذاشته با این مضمون

 

بازم جو گیر شدی مواظب باش گربه نگیردت

 بدبخت باشی بیایی توسیما بگی غلط کردم

 

اولا باید به اطلاع شریف برسونم که مادرم میگه که من وقتی به دنیا

 اومدم هم لب به گریه وا نکردم (بر عکس شما و امثال شما

مژگان خانم)

دوما من اولین دعوامو برای راهی که پیش گرفتم دیشب با همسرم

کردم البته اون نگران اینده بچه ایه که تا ۲ ماه دیگه چشم به این دنیا

 باز میکنه سوما اونایی که میارن توی تلویزیون همه از خودشونن

 و برای سیاه کردن و ترسوندن مردم و جوونایی که شاید ته مرامشون.

اون اخرای وجودشون یه ذره از عشق وطنشون هست تا کاری نکنن.

در ضمن من که به دستور امریکا سایت مبتذل درست نکردم تا کسی رو

 گمراه کنم من یه وبلاگ بیدار باش راه انداختم

 

 

ولی من پی همه چیزی رو به تنم مالیدم و یا علی گفتم البته

 نمی دونم تو از روی دلسوزی گفتی یا یکی از دختر خانمای چادری

 هستی که توی پایگاه های مقاومت یا تو چت و اینتر نت دنبال شوهر

 می گردن

 ولی بدون که من بعداز گرفتن دیپلم ریاضیبا معدل ۱۸.۲۰ چون پدرم پول نداشت

مجبور شدم برم کارگری و به همین دلیل هم نشد برم دانشگاه

بعد هم بعد از هفت هشت سال کار برای اینکه بتونم ازدواج کنم

مجبور شدم یه کلیه خودمو بفروشم

فکر کنم همین دلائل برای من کافی باشه توو امثال تو رو نمیدونم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 15:27  توسط علی خروس  | 

اگر سکوت بشکند

 

اگر سکوت بشکند  

از دوره نوجوونی  یکی از بچه ها واسه  من یه لقب گذاشت

 که باعث شد با خیلی ها به خاطرش نزاع و یا قهر کنم 

اون لقب یا اسم این بود علی خروس 

 اما از امروز این اسمو خودم روی خودم میذارم  واز امروز

 با خودم هم قهر می کنم و تا روزی که نتونم با این اسم کاری

 واسه ایران بکنم با خودم اشتی نخواهم کرد 

خروس بی محل به خروسی میگن که بی وقت شروع به خوندن میکنه

 مثلا 2_3  صبح  

اما از اونجا که کارای خدا هیچ کدوم بی حکمت نیست مطمئنا این هم

 دلیلی داره  حتما همه ما میدونیم که ورود انرژی های کهکشانی به جو

 زمین تقریبا در همین ساعات به اوج خودشون میرسن پس اقا خروسه

خوب میدونه کی باید بخونه  

 بعضی اوقات هم  شاید خوندن خروس خبر از یه زلزله مهیب بده که بازم به جاست 

 منم میخوام بخونم تا دم مرگ 

 اما از همین جا به تمام کسانی  که میخوان تا روز قیامت همراه من باشن

میگم که من مسلمونم  شیعه علی ام خیلی هم معتقدم اما عشق اولم  بعد از

 خدا ایرانه پس لطفا نخواهید  که از مطالب من سوء استفاده کنید به نفع خودتون 

 به تمام کسانی که می دونم این وبلاگو فیلتر میکنن میگم که من هزار بار

 هم که بشه اونو راه میندازم تا روزی که خودمو فیلتر کنید یعنی سرمو ببرید 

حالا هرکی عاشق ایرانه بسم الله

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 22:36  توسط علی خروس  |